• 200 عکس پروفایل
  • بلاگرز

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلاگرز هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    ***

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110
    

    282. شرح احوال خوش با شما بودن

    :: 282. شرح احوال خوش با شما بودن


    به برکت نگاه مهربان شما ما از سمت قرارگاهی که متبرک به نام شماست، رفتیم و آمدیم..نمیدانم که قبول افتاد یا نه.. نمیدانم که به دردی خوردم یا نه..نمیدانم که اصلا بالا رفت این حرکت یا نه..تنها چیزی که میدانم این است که من در اوج دل تنگی و دل گیری از این دنیایی که به دست خود ساخته ام ، پناه آوردم به شما در روز میلاد شما.. تنها چیزی که میدانم این است که شما به بهترین شکل حال مرا خوب کردید.. مرا به بهترین نحو عیدی دادید..مرا برای خودم بردید..کاری اگر انجام شد، دستی اگر گرفته شد، دلی اگر شاد شد،لبخندی اگر بر لب نشست، امیدی اگر بخشیده شد، از سوی شما برای دل تک تک ما بود..شما 14 دختر را به بهترین نحو حمایت کردید..شما راه را نشان دادید ..ما را چیزی حدود هشت صد کیلومتر بردید آن ور تر..جایی که غریب بود و گرم و خشک..جایی در نزدیکی کربلا.. جایی در یکی دو ساعتیه شهر خون و قیام..ما را بردید آنجا ، و به ما فهماندید که می شود به گونه ی دیگری کربلایی شد..به ما خییییلی خوب فهماندید که زیارت تنها بخشی از راه است و تمام راه چیز دیگری ست.. به ما به من که خوابه خواب بودم خووووب فهماندید که کجای این هستی و کجای زندگی خودم هستم...حالا که با بغض های پی در پی فروخورده این کلمات را می نگارم عقب گرد زده ام به نیمه ی تابستان.. نیمه ی مرداد.. نه نه ... عقب گرد می زنم به روزی که با پنجشنبه ی فیروزه ای آشنا شدم.. عقب گرد می زنم به سلمان به غزاله.. بر میگردم به حال خوب آن کتابی که فقط یک کتاب نبود.. هوایی شما بودم و مرا هوایی تر کرد.. عقب گرد میزنم به فکر اردوی جهادی که سالها برای من فقط یک سوال بود.. عقب گرد می زنم به گوگل و به سرچ عبارت «نحوه ی شرکت در اردوهای جهادی» !!!
    و می رسم به قرار گاه امام رضا..
    آری، شما حواستان به همه چیز جمع است.. حضور شما، یاد شما، تصمیمات شما، دعاهای شما، نگاه مهربان و پر شفقت شما همگی برای ما عیدی ست.. نعمت است.. ما را راهی شهری کردید که دور بود.. اما نزدیک به پدرتان حسین علیه السلام.. ما را در سرزمینی جای دادید و آنجا را برایمان امن کردید.. شما سروری کردید برای دخترهایی که هر یک به دلیلی پای در راه خوبی گذاشتند..دعای خیر شما، نام مبارک شما عطرآگین کرد تمام لحظات اردویی ما را..مواظبمان بودید..در تک تک لحظاتی که همگی خواب بودیم..همگیشان خواب بودند..
    باز هم و باز هم و باز هم روزی ما کنید حس خوب و فوق العاده ی خدمت بی منت را..
    هدیه به ما کنید زیبایی جهاد با نفس و تمایلات گذرای دنیا را .. آنطور که خود می پسندید.. که هدیه گرفتن از دست بزرگان ، نهایت خوشبختی ست..

    منبع : سرانگشتانه‌های دو اسم بی نقطه.. |282. شرح احوال خوش با شما بودن
    برچسب ها : شما، ,کردید ,فهماندید ,خواب ,جایی ,بردید ,تنها چیزی ,نگاه مهربان

    281.میلاد شما بود امروز ...امام هشتم..

    :: 281.میلاد شما بود امروز ...امام هشتم..
     

    سلام

    میدانم که من و او به اندازه ی سلمان و غزاله خوب نیستیم.. میدانم که آنها را بیشتر دوست میداری..میدانم که ما کار بد زیاد کرده ایم و شما را بارها ناراحت کرده ایم.. اما هنوز حس میکنم که امیدی هست.. به لطف و مهربانی و دست گیری شما..

    ما پررو هستیم...ما دستهایمان را طوری بلند کرده ایم که خالی برنگردد..

    امام رئوف همه هستید شما.. میدانم...

     

     

    منبع : سرانگشتانه‌های دو اسم بی نقطه.. |281.میلاد شما بود امروز ...امام هشتم..
    برچسب ها : میدانم ,کرده

    278. خونه ...

    :: 278. خونه ...
    الان خونه تو یه مرحله ای قرار گرفته که علاوه بر موضوع حسن که همیشگیه و حرف ازش همیشه هست..یک سره حرف از ازدواج پسر فلان کس خان و دختر بهمانی و مدام ارزوی ازدواج برای من و وام ازدواج و جهیزیه ی دختر و حامله شدن و بچه آوردن فلان فامیل و بچه ی اولش بوده یا دومی تو راهه و ایناس..اووووووووففففففف...خدارو شکر میکنم که ازین خبراس ولی گاهی مغزم سوت میکشه و دلم پر حسرت میشه...

    کلا جو جالبی نیست برام...

    نمیشه هم نشنید..

    منبع : سرانگشتانه‌های دو اسم بی نقطه.. |278. خونه ...
    برچسب ها : ازدواج

    277. نوسان...

    :: 277. نوسان...
    هر کسی تو زندگیش یه نوعی از تنهایی رو تجربه میکنه، چه بخواد چه نخواد.. گاهی اون تنهایی دوست داشتنیه و آدمی لذت میبره ازش و گاهی سخت و آزار دهنده س..

    یادمه روزایی از تنهایی رو اون زمون که دانشجوی کارشناسی تبریز بودم، تجربه کردم.. قدم زدن های پیاپی و گوش دادن به صدای استاد و دکلمه های اخوان و ابتهاج و و و ... یادمه اون موقع دوست داشتم اون نوع تنهایی رو.. اون موقعا روحم کمتر آلوده بود.. کمتر کمرنگ بود.. پر بودم از لحظاتی که سراسر تفکر بود و تعمق..

    خیلی سخته که به گذشته فکر کنی و بگی چقد خوب میشد که همونطور یه دست باقی می موندم..

    خیلی سخته که یه دوره ی شیرین رو پشت سر بذاری.. و بزرگ بشی و آلوده تر بشی و ندونی که نهایت چی میخوای از آب در بیای..

    اما زندگی و تصمیمات آدمی نمیذارن که ادم به یه حال بمونه..

    امروزه و در این جایگاه سی سالگی، که میگن نهایت شکوفایی هست برای یه خانوم این سی سالگی، من ، حس میکنم یه سری چیزارو جا گذاشتم تو همون گذشته و یه سری چیزارو به دست آوردم..

    من نوع جدیدی از تنهایی رو آغاز کردم که نمیتونم بگم خوبه یا بد.. نمیتونم قضاوتش کنم در حال حاضر.. 

    شاید اگه 10 سال دیگه به این روزها فک کنم(همونطور که الان دارم به حدود 10 سال پیش نگاه میکنم)، بهتر بتونم تحلیل کنم خودم رو..

    من تو این سالها، معنی از خود گذشتگی، معنی تلاش برای رسیدن به هدف (با تمام وجود)رو بارها تجربه کردم.. من درین دهه از عمرم که گذشت چندین بار تا نهایت غم رفتم و باز بلند شدم.. من به دوست داشتن رسیدم، چیزی که ابدا دوست ندارم از دستش بدم.. من ده سالی رو گذروندم که زیاد سختی داشت، و زیاد شیرینی..  نه که فک کنین سختی یعنی بدترین اتفاقاتی که ممکنه واسه یه ادم بیفته!! سختی هایی بود از جنس خودم و احساساتم، و نوع بودنم.. چیزایی که در درونم و روحم اتفاق افتاد..

    من حس میکنم آماده ام برای شروع.. یه شروع خوب.. فقط دلم میخواس درونم سفیدتر باشه موقع شروع..

    دلم میخواس پاک تر باشم..

    دلم میخواس این احساسات سنگین باهام نباشه ولی دیر نیست..

    میتونم از فرصت ها استفاده کنم ..

    میتونم بهتر بشم..

    فقط کاش این انتظار تموم شه..

    انتظار... چیزی که نزدیک 7 ساله که باهاش دست و پنجه نرم میکنم و تو لحظه لحظه هام قدم زده و گاهی منو دیوانه وار به جنون کشونده و گاهی به سکوت..

    کاش فقط این انتظار تموم شه..

    و شروع شه ، اون اتفاقی که مدت هاست چشم به راهشم...

    ***

    تکمله: نمیدونم این رجعت دوباره به سرانگشت ، نشونه ی خوببه یا ....

     

     

    منبع : سرانگشتانه‌های دو اسم بی نقطه.. |277. نوسان...
    برچسب ها : تنهایی ,میکنم ,دوست ,گاهی ,میخواس ,سختی ,انتظار تموم ,خیلی سخته ,تجربه کردم

    276. نود و چهار

    :: 276. نود و چهار
    سال نود و چهار ، حس میکنم سال مهربونی باهام نبود.. نه که نباشه، ولی غم های غمناکی رو به جونم ریخت..

     رفتن حاج اقا از بینمون..

    سالگرد بابابهرام..

    قضایای حسن..

    کش و قوس های رابطمون..

    اشک های من..

    در کنار تمام این لحظات سنگین.. خبرای خوشی رو هم تو خودش جا داد..

    ازدواج اعظم

    پیشرفتت تو توکا..

    رسمی شدن قطعیم..

    کربلا رفتن مامان..

    با تمام اینها، خدا رو شاکرم که همگی سلامت بودیم..

    خداروشاکرم که یه فرصت دیگه بهمون داد، که تو 95 باشیم..

    خداروشکر میکنم که هستیم در کنار هم..

    از خدا ممنونم که نگاه مهربونش رو از سرمون بر نمیداره هر چقدم که ما عاصی و خطاکار باشیم..

    از خدا میخوام امسال سال مهربونتری باهامون باشه..

    از خدا میخوام من و اشک های منو و تلاش های تورو و تلاش های منو ببینه و ما رو به هم برسونه..

    از خدا میخوام به این انتظار پایان بده..

    و مث یه پیچک ، قلب هامون رو به هم بپیچه و هیچ وقتم این پیوستگی رو گسسته نکنه..

    آمین

     

    منبع : سرانگشتانه‌های دو اسم بی نقطه.. |276. نود و چهار
    برچسب ها : میخوام

    275. پری سا

    :: 275. پری سا
    بعضی وقتا فک میکنم به پریسا.. و همیشه این سوال ذهنمو مشغول میکنه که چطور تونست؟ چطور تونست از اون همه خاطرات و دوست و آشنا بِبُره.. چطور تونست با یه رویکرد جدید و زندگی جدید برخورد کنه.. چطور؟ چرا هر کسی نمیتونه این کارو بکنه.. خیلی دوست دارم از حالش خبر دار بشم و همه این چطورها رو ازش بپرسم... قطعا روزهای سختی داشته...نمیدونم.... شایدم آسون.. شاید بعد از گذروندن یه کابوس، به آرامش رسید.. یا بر عکس... بعد از گذروندن یه دوره ی شیرین.. یه کابوس رو آغاز کرده.. هیچی نمیفهمم از حالش... فقط یه چیزو میدونم.. که خسته بود... خسته تر ازونی بود که اصن به چیزی فک کنه... منبع : سرانگشتانه‌های دو اسم بی نقطه.. |275. پری سا
    برچسب ها : چطور ,چطور تونست

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام

    جدیدترین مطالب

    تبلیغات

  • دانلود آهنگ